الملا فتح الله الكاشاني

359

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و ديگر آنكه دوستى كافران عام است بر جملهء بتان و دوستى خدا مقصود است بر ذات واحد و خالص از براى او پس اقوى و اشد باشد و نيز مشركان از بتان مقابلهء محبة خود نميبينند و مؤمنان از خداى مقابلهء محبة خود ميبينند كه يُحِبُّهُمْ وَيُحِبُّونَه و دوست داشتن كسى را كه او دوستى داشته باشد بمحب خود اكد و اقويست از دوست داشتن كسى را كه محبت محب خود نداشته باشد و گفته‌اند كه حقيقت معنى اشد حبا للَّه آنست كه اول خدا ايشان را دوست داشته كه يحبهم تا ايشان آن را دوست گرفتند كه يحبونه پس دوستى ايشان مر خداى را بدوستى خدايست مر ايشان را و يكى از اكابر گفته كه اگر تخم يحبهم نكشتى نهال يحبونه نرستى : ميل از طرف يار پديد آمد از آغاز و نيز مؤمنان دوستى ميكنند با خداى خود به جهت آنكه عالماند به آنكه او منعم حقيقى است و مدبر ايشان و آنچه اصلح است بايشان در حق ايشان مرعى ميدارد پس بيقين اميدوارند برحمت شاملهء او و عبادة او ميكنند برغبت تمام و ميدانند كه صفات على و اسماى حسنى مختص است به او و او حكيم و خبيريست كه مثل و نظير ندارد و مالك نفع و ضرر است و خداوند ثواب و عقاب و بسوى حضرت او است مرجع و مأب و از جانب او است احسان و ثواب پس محبة ايشان به او اشد است از محبة كافران نسبت باوثان و نيز مؤمن عبادة حقتعالى مىكند بلا واسطه و كافر عبادة او مىكند بواسطه پس اول اقوى باشد از سعيد بن جبير مرويست كه فرداى قيامت حقتعالى امر كند تا مؤمنان و كافران را جمع كنند پس كافران را گويند در دنيا دعوى دوستى بتان ميكرديد و اين مؤمنان دعوى دوستى من ميكردند اگر بتان امروز شما را گويند كه بدوزخ رويد انقياد مينمائيد و سخن ايشان را كه محبوب شما بودند ميشنويد ايشان ابا كنند مؤمنان گويند بار خدايا اگر فرمايى ما را بدوستى تو بدوزخ رويم و هيچ از آن باك نداريم ندا آيد كه وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّه وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا و اگر ببينند يعنى بدانند آنها كه ظلم كردند بر خود و از حق درگذشتند باتخاذ انداد إِذْ يَرَوْنَ الْعَذابَ در وقتى كه معاينه به بينند عذاب دوزخ را و نافع و ابن عامر ترى بصيغهء خطاب ميخواند و ابن عامر يرون بصيغهء مجهول از باب افعال يعنى چون بدانى اى محمد آنها را كه ستم كردند بر خود بشرك در وقتى كه نموده شوند يعنى بايشان نمايند عذاب دوزخ را أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّه جَمِيعاً آنكه همهء قدرت و قوت و غلبه بر هر شيء مر خدايراست نه مر انداد ايشان را وَأَنَّ اللَّه و بدانند آن را نيز كه خدا شَدِيدُ الْعَذابِ سخت عذابست بر ايشان هر آينه علم بظلم خود پيدا كنند و بدانند مضرت اتخاذ انداد را و زيان انحراف از عبادت رب العباد و حسرت و ندامت ايشان بر وجهى باشد كه به وصف در نيايد بدانكه اذ در مستقبل صارف معنى آنست بماضى هم چنان كه اذا در ماضى صارف آنست بمستقبل پس اذ يرون بمعنى إذ رأوا باشد فحينئذ اجراى مستقبل در مجراى ماضى به جهت تحقق وقوع باشد كقوله وَنادى أَصْحابُ